X
تبلیغات
رایتل

همه چیزای عاشقانه

عاقبت ظلم تو رو یه روز تلافی میکنم

او که بود....

شبی غمگین

شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من میگفت : تنهایی غریب است !!!

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد....او که بود
تاریخ ارسال: جمعه 23 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 21:34 | نویسنده: کیوان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد