X
تبلیغات
رایتل

همه چیزای عاشقانه

عاقبت ظلم تو رو یه روز تلافی میکنم

دیشب دوباره....

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشمهای تومحتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم من از تو نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود 

 

loveli

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:07 | نویسنده: کیوان | چاپ مطلب
نظرات (1)
چهارشنبه 22 مهر‌ماه سال 1388 01:12
اصغر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوستان عزیز
از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم وبلاگ بسیار خوبی دارید حیف که من اهل شعر و ادبیات نیستم ولی با این حال از شعرهای شما بسیار لذت بردم و خستگیم با خواندن مطالب شما رفع شد امیدوارم در کارتان همیشه موفق باشید.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد